
حیف که روی تو غیرت دارم،وگرنه روسریت رااز همین سطر باز می کردمکه همه ببینندچه خیالی بافته اماز موهایت…...بـا ایـن شـراب هـامـسـت نـمـی شـوم دیـگـربـایـد دوبـاره سـراغ چـشـم هـای تـو بـیـایـم !...گاهیهوس میکنمدر آغوشت حل شوم !باهمه سردیت،هنوزبرایم گرمترین حس دنیایی …!...ایـنـکـــهمیـان دسـتـانَـتلـحـظـه ای چـشـــم هــــایــــم را بـبـنــــدم…و دنـیــــا بـــه سکـوت صـــداینَـفَـس هــایَـت فــــرو رَوَدنمیــــدانــــــی …چه هـیـجـــانــــی ست …...تو در هوای تمام شعرهایمجا مانده ای!خودت را که میگیری از بیت هایم،هوای جملاتم ابری میشود…با من بمان، تا پاییز شعرهایمبا تو اردیبهشت شود… ...
ادامه مطلب